نظم نوین جهانی در دنیای پساکرونا

به گزارش وبلاگ سوبارو، بی بی سی در تحلیلی در این رابطه می نویسد: موضع تهاجمی آمریکا نسبت به چین در خصوص کوتاهی سهوی و احتمالاً با انگیزه اولیه عمدی در بروز و شیوع ویروس کرونا هر روز بالاتر می گیرد. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در گزارش دهی روزانه خود در 30 فروردین (18 آوریل) گفت: این (بیماری کرونا) می توانست قبل از اینکه شروع گردد در چین جلوی آن گرفته گردد [اینک] همه جهان دارد از آن عذاب می کشد. اگر اشتباه بوده که هیچ، اما اگر با علم و اطلاع آنان بوده، بله، قطعاً تبعاتی [برای آن کشور] خواهد داشت.

نظم نوین جهانی در دنیای پساکرونا

ترامپ در اقدامی که حیرت بسیاری را برانگیخت یاری های آمریکا به سازمان بهداشت دنیای را به دلیل تمجید سازمان مزبور از چین برای کوشش هایش در مشاخصه با کرونا قطع کرد. وی سازمان مزبور را به چین مداری متهم کرد.

یک نظریه این است که حملات بدون وقفه ترامپ به چین به عنوان مسبب شیوع کرونا به دلیل شکست فاحش آمریکا در مشاخصه با بیماری بوده است. آمریکا تمام رکوردهای مربوط به کرونا را شکسته است. تا روز، 31 فروردین (19 آوریل) حداقل 755000 مورد ابتلاء و بیش از 40000 مورد فوت گزارش شده است.

هواداران نظریه فوق معتقدند که با توجه به اینکه چند ماه تا انتخابات فرصت هست با مقصر جلوه دادن چین، ترامپ هم خود را از زیر ضرب منتقدینش خارج می نماید و هم برای هوادارانش درگیری با چین را عمده می نماید، که این راهی برای پیش بردن کارزار انتخاباتی اوست.

چرا منتقدین ترامپ او را متهم به سهل انگاری نموده و وی را مسئول شرایط فعلی آمریکا می دانند. او اواخر ماه ژانویه در مصاحبه ای گفت: ما قطعاً آن را [یعنی کرونا را] تحت کنترل داریم. و یک ماه بعد زمانی که آمریکا تنها 15 بیمار کرونائی داشت ترامپ در اولین جلسه گزارش دهی خود گفت: ما از نظر [شیوع] بیماری در سطح بسیار پایینی هستیم … ما خیلی خیلی برای این [بیماری] آماده ایم.

اما واقعیت این است که حملات شدیدی که نسبت به چین شروع شده تنها از سوی ترامپ نیست. سناتورهای آمریکایی از جمله تد کروز و تام کاتن و جاش هاولی، که حتی لایحه دریافت غرامت از چین را آماده نموده است، و تعداد دیگری از سیاستمداران آمریکا نیز در همین جهت حرکت می نمایند. در اواخر ماه مارس مایک پومپئو، وزیر امور خارجه آمریکا، در جلسه هفت کشور صنعتی G7 که با ویدئو کنفرانس برگزار گردید اصرار می کرد که نام بیماری کرونا به ویروس ووهان (اشاره به شهری در چین که بیماری از آنجا شروع شد) تغییر پیدا کند.

این موضع گیری از سوی اندیشمندان آمریکایی هم پیگیری می گردد. اندیشکده دست راستی انستیتوی آمریکن اینترپرایز در تحقیقی استدلال می نماید که تعداد واقعی مبتلایان در چین 3 میلیون نفر بوده است.

چرا یک مرتبه چنین موضع تهاجمی نسبت به چین اتخاذ شده است؟

این احتمال که چین در شیوع این بیماری اهمال نموده و به موقع دنیا را در جریان قرار نداده و یا ویروس از آزمایشگاه میکروبیولوژی ووهان به بیرون درز نموده وجود دارد. اما یک دلیل این تهاجم شدید و همه جانبه به چین می تواند یک نگرانی و احساس خطری باشد که در وجدان عمومی کسانی که نسبت به از دست رفتن صندلی آمریکا به عنوان قدرت برتر در دنیا حساس هستند، شکل گرفته باشد. مقالات در خصوص احتمال بیرون آمدن چین به عنوان پیروز رقابت بین دو قدرت عظیم مالی در دنیای پسا کرونا در نشریات معتبر از جمله فارن افرز دیده می گردد.

ادوارد آلدن، عضو ارشد شورای روابط خارجی [آمریکا] در مصاحبه ای می گوید: اپیدمی [کرونا] تأکیدی است بر اینکه آمریکا دیگر آن نقش یک سیستم بسیار کارآمد و پیشرفته را ندارد. اروپائی ها در گذشته به آمریکا با نگاهی آمیخته به خوف و احترام می نگریستند. … [اما] اوضاعی که ایجاد شده این تصور را استحکام می بخشد که آمریکا چیزی برای آموختن به بقیه دنیا ندارد. این باعث خواهد شد که در مواردی مانند شرکت چینی هواوی [عظیمترین سازنده تجهیزات ارتباطی در دنیا که با آمریکا درگیر است] کشورهای دیگر از خواست آمریکا تبعیت ننمایند. این باعث افزایش قابلیت چین می گردد که استانداردها و استراتژی… خود را پیگیری کند.

تا اینجا چین جنگ تجاری را از آمریکا برده است و از قضا یکی از نگرانی های آمریکا تشدید این فرایند بعد از انتها یافتن داستان کروناست. طبق آمار سال 2018 چین 12.4 درصد از کل تجارت دنیای را در اختیار داشته و در مقابل آمریکا 11.5 درصد.

از طرفی، هر چند که فراوری ناخالص داخلی چین برای اولین بار از تاریخی که اطلاعات مربوط به اقتصاد کشور ثبت شده 6.8 درصد کاهش پیدا نموده اما در آمریکا به دلیل ادامه یافتن اپیدمی، شرایط بحرانی است. تنها ظرف یک ماه گذشته 22 میلیون نفر درخواست حقوق بیکاری نموده اند. اقتصاددانان معتقدند که انقباض اقتصاد آمریکا از بعد از جنگ دنیای دوم سابقه نداشته است.

برخی از متفکرین روابط بین الملل مطرح می نمایند که قدرت نرم آمریکا هم چنان آن کشور را به عنوان قدرت برتر نگاه می دارد. قدرت نرم (در مقابل قدرت سخت که شامل قدرت نظامی و مالی است) در واقع جوامع دیگر را جذب جاذبه های فرهنگی و ارزش های سیاسی یک کشور می نماید و باعث نفوذ آن می گردد. بطور مثال، زبان یکی از مهمترین عناصر قدرت نرم است که می تواند جوامع دیگر را بدون اعمال فشار به کشوری که صاحب قدرت نرم است جذب و زمینه نفوذ آن را فراهم آورد. اما آیا ممکن نیست کشوری قدرت نرم بالا داشته باشد اما قدرت دنیای خود را از دست بدهد؟ بریتانیا نمونه شاخص چنین کشوری است که از قدرت نرم بالایی برخوردار است اما موقعیت خود را به عنوان یک ابرقدرت از دست داده است در حالی که تا قرن بیستم یک ابر قدرت به شمار می رفت.

بریتانیا زبانش، زبان مسلط دنیاست. سری کتاب های هری پاتر با فروش 500 میلیون نسخه پرفروش ترین در تاریخ، برنامه های Got Talent یکی از محبوبترین برنامه های تلویزیونی در 68 کشور دنیا و محبوبترین لیگ ورزشی دنیا به بریتانیا تعلق دارند. محبوبیت کارتون های انگلیسی به حدی است که والدین بچه های آمریکایی از دریافت لهجه انگلیسی بچه هایشان (در مقابل لهجه آمریکایی) شکایت دارند. در آخرین رتبه بندی دانشگاه های دنیا توسط تایمز که شاید معتبرترین در این زمینه است، دانشگاه آکسفورد جلوتر از بهترین های آمریکا در مقام نخست نهاده شد. بنابراین قدرت نرم آمریکا با وجود چشمگیر بودن تضمینی نیست که کشور، از اریکه ابرقدرتی بیفتد هم چنان که بریتانیا افتاد.

هر چند که بر اثر تحولات مربوط به کرونا ممکن است آن تصویر قدر قدرتی آمریکا مخدوش گردد و قدرت مالی اش تحلیل برود اما هنوز دلار آمریکا با فاصله زیاد از رقبایش پول مسلط دنیا است. حدود 62 درصد ذخایر ارزی کشورهای دنیا به دلار است. قدرت نظامی آمریکا به خصوص نیروی دریایی آن در چهارگوشه دنیا حضور دارد چیزی که هیچ حکومتی حتی نزدیک به این موقعیت نیست.

اقتصاد آمریکا ممکن است تضعیف گردد اما هم چنانکه در بحران شدید سال 2008 شاهد بودیم به احتمال قوی می تواند دوباره قدرت خود را باز یابد. آمریکا از نظر فن آوری پیشرفته و اطلاعات، تعداد اختراعات و پیشرفت های علمی، و مغزهائی که از کشورهای دیگر دنیا جذب می نماید با هیچ کشور دیگری قابل مقایسه نیست. از 10 دانشگاه برتر در دنیا، 7 دانشگاه به آمریکا تعلق دارد. با همه این اوصاف نگرانی ها در آمریکا و کوششی که برای بی اعتبار کردن چین می گردد، به دلیل رقابت با چین و ترس از افول در دنیای پساکرونا و واگذار کردن موقعیت برتر در صحنه دنیای به چین، قابل درک است.

منبع: خبرگزاری مهر
انتشار: 3 تیر 1399 بروزرسانی: 3 تیر 1399 گردآورنده: subaru.sale-blog.ir شناسه مطلب: 4183

به "نظم نوین جهانی در دنیای پساکرونا" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "نظم نوین جهانی در دنیای پساکرونا"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید